دسته بندی

مقاله

خانه / مقاله
مقاله

هوش کسب و کار چیست ؟

هوش کسب و کار چیست ؟

هوش کسب و کار عبارت است از مجموعه ای بسیار وسیع از برنامه های کاربردی که در زمینه تحلیل داده ها فعالیت میکنند .مهمترین این ابزارها  عبارتند از ابزارهای تحلیلی و جُستاریِ تک‌منظوره (Ad hoc)، گزارش‌گیری سازمانی، پردازش_تحلیلی آنلاین (OLAP)، هوش تجاریِ موبایل، هوش تجاریِ زمان واقعی، هوش تجاریِ عملیاتی، هوش تجاریِ مبتنی بر سرویس ابری ارائه‌ی نرم‌افزار (SaaS)، هوش تجاریِ متن‌ باز، هوش تجاری مشارکتی (Collaborative BI) و هوش موقعیت مکانی را با هم ترکیب می‌کند.

هوش کسب و کار چیست ؟

برای ساخت و گرد آوری داشبورد مدیریتی با بهره گیری از پنل فناوری هوش تجاری (BI) با داشتن امکانات گرافیکی بالا و نرم افزارهای تجسم سازی Data Visualization است که برای ساخت نمودار و داده های گرافیکی از آن استفاده می شود .این ابزارها دادهای مصور را روی سنجه های و شاخص های کلیدی به نحوی که برای همه افراد قابل فهم باشد نمایش میدهد .

دیتای وارد شده در داشبورد مدیریتی علاوه بر اطلاعات قبلی که از بانک اطلاعاتی یک شرکت ذخیره میشود ,اطلاعات جدید و بروزر را هم از داده های شرکت در خود جمع آوری میکند .با توجه به این امکانات داشبورد مدیریتی قادر است تصمیم‌گیری راهبردی (استراتژیک) و تاکتیکی را انجام دهد .

مزایای ابزارهای مرتبط با هوش تجاری :

سامانه های هوش تجاری قادرند روند بازارها را شناسایی کرده و مشکلات را به موقع تشخیص دهند , فرایند تصمیم گیری را بهبود ببخشند ,فرایندهای داخلی کسب و کار شرکت را بهینه کنند و بهره وری عملیاتی را بالا ببرند .به وسیله این ابزارها

شرکت ها قادر خواهند بود در آمد های جدید ایجاد کنند و همچنین در رقابت با سایر رقیبان خود پیشی بگیرند .

مقاله

مدیریت استراتژیک

عبارت است از برنامه ریزی ، نظارت ، تجزیه و تحلیل و ارزیابی مداوم آنچه که یک سازمان برای تحقق اهداف خود لازم دارد. تغییرات در فضای کسب و کار سازمانها را ملزم می کند که استراتژی های خود را برای موفقیت دائما ارزیابی کنند. فرایند مدیریت استراتژیک به سازمانها کمک می کند تا وضعیت فعلی خود را مورد بررسی قرار دهند ، استراتژی ها را به چالش بکشند ، آنها را مستقر و تجزیه و تحلیل کنند.

اهمیت مدیریت استراتژیک

  • مدیریت استراتژیک شرکت را راهنمایی می کند تا در یک جهت خاص حرکت کند. اهداف سازمان را تعیین می کند و اهداف واقع بینانه را هم ترسیم می کند ، که مطابق با دیدگاه شرکت است.
  • شرکت به فعال تر بودن و نه واکنشی بودن ، کمک می کند تا آن را وادار به تجزیه و تحلیل اقدامات رقبا و انجام اقدامات لازم برای رقابت در بازار کند ، و نه اینکه تماشاگر شود.
  • این به عنوان پایه ای برای کلیه تصمیمات اصلی بنگاه عمل می کند.
  • تلاش می کند تا سازمان را برای چالش های آینده آماده كند و نقش پیشگام را در كاوش فرصت ها ایفا كند و همچنین در شناسایی راه های دستیابی به آن فرصت ها یاری می كند.
  • تضمین بقای طولانی مدت شرکت ضمن مقابله با رقابت و زنده ماندن از محیط پویا.
  • این کمک به توسعه شایستگی های اصلی و مزیت رقابتی است که به بقا و رشد تجارت کمک می کند.

هدف اصلی مدیریت استراتژیک ، دستیابی به رقابت-استراتژیک پایدار شرکت است.  این مرکز بر ارزیابی فرصتها و تهدیدها ، با در نظر گرفتن نقاط قوت و ضعف شرکت و تدوین استراتژی هایی برای بقا ، رشد و گسترش آن متمرکز است.


هم مدیریت استراتژیک و هم برنامه ریزی استراتژی به معنای یکسان هستند. تفاوت این است که مورد دوم در دنیای تجارت بیشتر مورد استفاده قرار می گیرد در حالی که اولی در محیط دانشگاهی استفاده می شود.
 

اهمیت برنامه ریزی استراتژیک

نیاز به مزیت رقابتی پایدار :

 مزیت رقابتی چیزی است که سازمانهای بزرگ را از رقبای خود جلوتر می برد. برنامه ریزی استراتژیک ، یعنی تجزیه و تحلیل ، ایجاد ، پیاده سازی و نظارت و انجام این کار به طور مداوم بسیار حیاتی است. تضمین نمی شود که شرکت ها در انجام برنامه ریزی استراتژیک ، هرگز به مزیت رقابتی دست یابند ، اما اگر شرکت بخواهد آن را حفظ کند ، یک فرایند اساسی است.

موارد را از دید وسیع تری مشاهده می کند :

دلیل دیگر اینکه سازمانها برای ایجاد مزیت رقابتی صرفاً به امور مالی ، بازاریابی یا عملیاتی خود متکی نیستند این است که مدیران هر منطقه اغلب موارد را فقط از زاویه خاص خود مشاهده می کنند ، که این نمایش خیلی باریک است. کل سازمان برای تکیه بر. فقط مدیران (به عنوان مثال مدیران عامل یا برنامه ریزان استراتژیک) که کل تصویر شرکت و محیط های اطراف آن را می بینند می توانند تصمیماتی بگیرند که مزیت رقابتی را به ارمغان بیاورد.

همکاری را تسهیل می کند :

امروزه ، بیشتر شرکت ها مدیران میانی مناطق عملیاتی را درگیر فرایند تدوین برنامه استراتژیک می کنند. مدیران میانه افرادی هستند که استراتژیهای تعیین شده در یک نقشه را پیاده سازی می کنند و اگر در ساختن برنامه مشارکت نداشته باشند ، متعهد به حمایت از آن نیستند.

بنابراین ، برنامه ریزی استراتژیک برای دستیابی به مزیت رقابتی و ادغام کلیه مناطق عملکردی شرکت با تسهیل ارتباط بین مدیران در تمام سطوح استفاده می شود.

استراتژی و مزیت رقابتی

دستیابی به مزیت رقابتی احتمالاً هدف رسمی یک تجارت نخواهد بود. با این وجود ، داشتن مزیت رقابتی به معنای آن است که یک شرکت برای دنبال کردن اهداف خود دارای منابعی باشد. هنگامی که شرکت ها رقبای خود را شکست می دهند ، این بدان معنی است که آنها می توانند تحقیقات و توسعه بیشتری را برای بهبود محصولات یا خدمات خود تأمین کنند. آنها می توانند برای جذب مشتری هزینه های بیشتری را صرف تبلیغات و تبلیغات کنند. آنها می توانند به خیرین برای بهبود روابط جامعه اهدا کنند. و آنها می توانند سود بیشتری به صاحبانشان بدهند. به طور خلاصه ، مزیت رقابتی وسیله ای برای رسیدن به اهداف سازمانی است.

حرف آخر

برنامه ریزی استراتژیک یک فرآیند سیستماتیک است که به شما کمک می کند تا آرزوی آینده شغلی خود را تعیین کنید و تعیین کنید که چگونه می توانید به بهترین نتیجه برسید و نقش اساسی در موفقیت سازمان شما دارد. همانطور که از نام آن پیداست ، این فرایند شامل تصمیم گیری و اجرای تصمیمات استراتژیک برای تحقق اهداف شما می باشد.

1 2 3 4 5
Privacy Settings
We use cookies to enhance your experience while using our website. If you are using our Services via a browser you can restrict, block or remove cookies through your web browser settings. We also use content and scripts from third parties that may use tracking technologies. You can selectively provide your consent below to allow such third party embeds. For complete information about the cookies we use, data we collect and how we process them, please check our Privacy Policy
Youtube
Consent to display content from Youtube
Vimeo
Consent to display content from Vimeo
Google Maps
Consent to display content from Google
Spotify
Consent to display content from Spotify
Sound Cloud
Consent to display content from Sound